____L0O0velY× GirLLLLL _____
زندگی ای فراترازخیال دخترانه ی من
قبل ازورودتون به وبلاگ ایناروبایدبدونین: ۱:ادامای باجنبه ای باشین لطفا؛ازحرفام ناراحت نشین ۲:نظربدین بعدبرین ۳:اگه میخواین تبادل لینک داشته باشیم لطفاتوقسمت نظرابنویسین ۴:نظرای بدبدندین خب؟ازحرفای زشت توهین جمله های زشت و....................... جداخودداری کنین ۵:هرگونه انتقاد،پیشنهادو............که دارین توقسمت نظرابنویسن ۶:اقاپسرایی که میان منطقی باشن بعضی چیزاواقعادرموردشون راسته (بیشترشون راسته) ۷:منو یادتون نره لینکم کنین سالی یه بارم نیایناباشه؟ ۸: همتون گلیدومهربون ودوست داشتنی ۹:دیگه؟!!!!هیچی سلامتی رهبر ۱۰:تواین وبلاگ همه چی پیدامیشه وبلاگم وبلاگه خوبیه، بدک نیست، نه عالیه باورتون نمیشه؟ امتحان کنید این پست ثابته بقیه پستا پایینه یسلامـ دوست جونیا خوبین؟خوشین؟چخبرا؟ مت اصلا خوشال نیستم اصلاخوب نیستم همه چیز درهم شده من نیتونم واسه بلاگفایی ها نظربزارم مدرسه هاداره شروع میشه اه اه بازم بدبختی به قول آرتمیس(کافیه پاهاتو بزاری توش تا عمق فاجعه رو احساس کنی.........!) ومن تنهامیمونم.دیگه آرتمیسی نیس که دلداریم بده عسلی نیست که منوبخندونه مونایی نیست که مهربونی کنهـ ودینایی نیست که دم به ساعت قهرکنهـ نمیدونم!!!! کلاس دفمم گذاشتم کنارهیچی بلدنیستم تمرینم نمیکنم تنبلیم میشه اینم گاراک جدید: حالاشدیم ۴نفر ازراست به چپ ب ترتیبـ:مانلی.آرتمیس.مونا.عسل اون پیرهن سبزه منما(سبزه؟؟؟) اینم یه چیزه کوچول چشم های کرم خورده ام را روی تاقچه میگذارم میخواهم فالی بزنم تو یک روز تمام ِ اشکهایم را تعبیر کرده بودی و حالا پشت این صورتک ِ یخ زده دهانم خشک میشود صدای اذان از کوچه پس کوچه ها می آید تلخی ِ آن همه گناه ِ شیرین به حلاوت ِ یک رطب در میشود؟ خوب کاری باری؟ اینم یه آپ کوشولوبودهـ دوشتون دارم خیلیـ خیلیـ زیادـــــــــ +صباجون مشکل شمابامن وامیرچیه؟ +حسن خیلی مهربونی خیلیــــ فراترازخیلی چراجدیداهرکی بمن میرسه ابرازاحساسات میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلامن چراجدیداانقده سوال توذهنمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ اصلادیگه خسته شدم چرامن اینطوری شدم؟چراانقددپرس شدم؟من دلم واسه خودم تنگ شده دلم واسه اون مانلیه پرازشورواشتیاق.دلم واس شیطونیام تنگولیده چراجواب تمام سوالام شده نمیدونم؟ دلم واسه همه چی تنگ شده پسرعمم(داداش بهزاد).شناکردن.ازته دل خندیدن.دلم برای اون زندگی آسمونیم تنگ شده.دلم براتمام دوستایی که فک میکردم براشون مهمم دلم میخوادبرای خودم زندگی کنم نه فقط برای خونوادم نه برای ابرو نه برای این که حرفای یه سری احمق مث صب...روم تاثیر نزاره.نه برای یه سری ادم کثیف.نه برای دوستام میدونین مشکل من چیه؟مشکل من اینه که خواهرم یه نخبس والانم داره تورشته ی دارو سازی تویه دانشگاه معتبردرس میخونه ای ملت من میخوام خودم باشم خسته شدم بس که بم گفتن درس بخون مث خواهرت شی من هنردوس دارم.خدایاببین کارمون به کجاهانکشیده که این دختره صب...باید.......ـ لاالله الاالله هرکی بم میرسه میگه:توبایدمهندس شی مامانم میگه دخترم بایدجراح شه.بابام میگه مانلیه مایه نویسنده س میره رشته ی انسانی که نوشتنشوتقویت کنه خداییش شمابودین چیکارمیکردین؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه یه دختربچه ی سوم راهنمایی چقدظرفیت داره؟؟؟؟؟؟؟؟ خسته شدم بس که ادامای مسخره بهم دروغ گفتن. دنیایه شهربازی شده که هرکس هربازی ای که دوس داره میکنه واقعاماکی میخوایم بفهمیم که ادمیم؟بسه واقعا چرامن تقی به توقی میخوره گریم میگره؟من چه مرگمه؟من چم شده؟ من کوشم؟؟؟؟؟؟چراانقدناامیدانه حرف میزنم؟ چقدسوال وای من میخوام زندگی کنم میخوام زندگی کنم تاکی بایداحساساتموسانسورکنم؟ تاکی؟ خوبین؟چخبرااااااااااااااا؟ماکه امتحان نمونه دولتی مونودادیم راحت شدیم منم شروع کردم به دیدن سریال های کره ای وگشت وگذار من؟دیروز رفتیم خونه ارتمیس انقده حال داد.قراربودشنبه بریم .لی دیروز برای نهاررفتیم خونه ارتمیسینا بابابابچه ها X پارتی .خیلی خوب بود این داداش آرتمیس (اریوراد) ماروول نمیکرد دست منومیگرفت هی میبرداین ورهی اون ور .(نیروی جاذبه رو حال کن) بمن میگفت عجیجم به قول مامان آرتمیس به همه ی دخترای همسن وسال مامیگه عجیجم خب چه ربطی داره .عسلم اونجابود ولی من که میدونم اریومون بیشتردوس داره (بابامنحرف.فقط ۲سالشه) بعدازیکم رقصیدن اومدیم اینترنت به قول مدیرمون صفحات مجازی رو گشتیم بعدش بستنی خوردیم وچندتاچیز میزکره ای ویه اهنگ تیلوراستوییفت رودانلود کردیم امروز صبحم به زوبلابیدارشدم چون بایدتکالیف کلاس زبانوانجام میدادم من زبان دوس ندارم فقط بخاطرمامانم میرم اخه مامان من معلم زبانه دوره راهنماییه حالابگذریم اینم مطلب کلیدگم گشته ودروانمیشود: فرانسه بچه هامیدونیدچیه؟؟؟؟؟؟؟من هفته ی بعدامتحان نمونه داااااااااااااااااااااااارم بچه هاازتون خواهش میکنم برام دعاکنین چون من دارم تمام سعیمومیکنم ومیخوام به قولی که به یه شخصیت مهم دادم عمل کنم البته ازنظرخودشون دیگه قولی نیست ولی من بازمیخوام بش عمل کنم دعامیکنین دیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فدایییییی همتون اگر یکی رو دیدی که بر میگرده نگات میکنه....بدون براش مهمی!
اگر یکی رو دیدی وقتی داری می افتی با عجله به سمتت می آد...بدون براش عزیزی! اگر یکی رو دیدی وقتی داری می خندی نگات می کنه....بدون براش قشنگی! اگر یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی باهات گریه می کنه...بدون دوستت داره! ما(مانلی و آرتیمیس)تصمیم گرفتیم که داستانهای کره ای خودمونو بزاریم تو وبلاگمون...... هرجیجری که میخواد ثبت نام کنه و یکی از شخصیت های داستان باشه لطفا بره به این آدرس: عاشقتم همه دنیایه طرف بهرام رادان یه طرف اینجاایران است من مانلی حسینی به همراه تمامی قوابهتون میگیم: دوستون داریم باتشکرروابط عمومیه:مانلی.دینا.عسل.مونا.آرتمیس = garak چطورایموباشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کهکشانها کو زمینم؟ زمین کو وطنم؟ وطن کو خانه ام؟ خانه کو مادرم؟ مادر کو کبوترانه ام؟ ...معنای این همه سکوت چیست؟ من گم شده ام در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟!.... کاش هرگزآن روز از درخت انجیر پائین نیامده بودم!! کاش! شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشمان من است به چشمهای من نگاه کن چشم اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک میکنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند واندکی سکوت...... من حسینم پناهی ام من حسینم , پناهی ام خودمو می بینم خودمو می شنفم تا هستم جهان ارثیه بابامه. سلاماش و همه عشقاش و همه درداش , تنهائیاش وقتی هم نبودم مال شما. اگه دوست داری با من ببین , یا بذار باهات ببینم با من بگو یا بذار باهات بگم سلامامونو , عشقامونو , دردامونو , تنهائیامونو Life is like a Piano... May seem very strange that life is like a piano! I'm in love piano so much easier for my life I like my interpretation of a piano. If you even see the name of the piano careful how beautiful the language and how much current is bringing us all these words down in thinking go! Really great instrument with a piano sheet of tough but smooth song is how life? Still follow this how we humans live like a piano and even the old earth is in your heart you believe you that life beyond is something that we certainly have our minds on this issue you'll also understand that the piano is not just an instrument! As life is not only a full screen game! Believe that life, like piano, quiet, pleasant, beautiful and great زندگی همانند یک پیانو است شايد خيلي عجيب به نظر بياد که زندگي مانند يه پيانو باشه! چون من عاشق ساز پيانو ام براي همين خيلي راحت ميتونم زندگيمو مثل يک پيانو تفسير کنم.اگه حتي به اسم "پيانو" دقت کنيد ميبينيد که چقدر زيبا بر زبان جاري مي شود و چقدر با آوردن اين کلمه همه ي ما در فکر فرو ميريم! واقعا پيانو يک ساز بزرگ با نت هاي سخت و دشواره؟زندگي چطور؟هنوز به اين موضوع پي نبردين که چقدر زندگي ما انسان ها شبيه يک پيانو حتي کهنه و خاکي ست؟اگه تو قلبت باور داشته باشي که زندگي فراتر از چيزيه که ما تو ذهنمون داريم حتما اين موضوع رو هم درک خواهي کرد که پيانو تنها يک ساز نيست! همونطور که زندگي تنها يک صفحه ي بازي نيست! ايمان داشته باش که زندگي همانند پيانو,آرام ,دلنشين, زيبا و بزرگ است عشق یعنى چه؟ خوبین؟ سال نوتون مفارک مااینجامنتظریموکم کم خوابم گرفته ایشالاسالی پرازخوبی.موفقیت.خوشبختی داشته باشین ایشالابه تمامی تمامی ارزوهاتون برسین راستی یه عکس جیگملی براتون اوردم نگاش کنین جیگرمو اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووخهی خواهش میکنم یه کوشولو بزارین دیده میسییییییییییییییییییییییییییی ژزم سال نوروتبریک میگم که مادراین وادی بندگی میکنین میرقصم باتمام کلمات باتمامیوجودم وجودت بی وجودت راحس میکنم میرقصم وان زمان............. .ان زمان که سرشارازتهی بودم بیادت هستم میدانم بدم بی هدفم ولی هستم بودنم برایتوکافیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میدانم که میدانی که میداند من میرقصم شادنیستم ولی میخندم شادی درمن خاموش است بدون خنده هم میشودرقصید بدون هدف بدون لذت برای خداهم میشودرقصید پس میرقصم کمی بیاندیشم خسته از همه ی بی تفاوتی ها خسته از با خود بودن ، خسته از با تو نبودن دلتنگی هایم شکل تو شدهبال بال می زدم که برگردم،پرپر می شدم که ببینم وحال که برگشتم آیا مرا می ک.ح.؟ آیا نقاشی ام میکنی؟آیا باز برایم می خوانی؟می نویسی؟ برگشته ام...با همه آنچه داشتم برگشتمک. نگو نمی شناسی ام من شبیه دیروز توام و تو حال شبیه دیروز منی![]()
![]()
![]()




![]()
مـثـل فـنـجـان قـهـوه
کـه تـه مـی کـشـد . . .
پـنـجـره
کـم کـم از تـصـویـر تـ ـو
تـهـی مـی شـود !
حـالـا . . .
مـ ـن مـانـده ام و پـنـجـره ی خـالـی
و فـنـجـان قـهـوه ای کـه
از حـرفـای نـگـفـتـه . . .
پـشـیـمـان اسـت !!!


در اين کشور درها معمولا قفل نيستند، بنابراين دستگيره در را مي چرخانند و در را باز مي کنند. بعداً ماموران يک کليد يدکي درست مي کنند يا قفل را عوض مي کنند.
آمريکا
بلافاصله F.B.I تعداد 194 نفر از مظنونين القاعده را دستگير و تعدادي از ايرانيان را اخراح مي کند و در بازوجويي اعضاي القاعده تعدادي بمب و موشک و نارنجک و تانک نفربر و موشک ضد موشک در خانههاي آنها پيدا مي کنند، اما کليدي پيدا نمي شود.
آلمان
حتما يک کليد يدکي در جيب هلموت کهل است، آن را از او مي گيرند.
بلژيک
ابتدا مسئول مربوطه به ماموران نامه مي نويسد و اين خبر را مي دهد، بعد موضوع طي نامهاي به وزارت کشور و وزارت امور خارجه خبر داده مي شود، بعد نامههايي براي پارلمان اروپا نوشته مي شود. بعد از نه ماه نامه نگاري کليد خودش پيدا مي شود.
انگلستان
در انگلستان هيچ وقت هيچ کليدي گم نمي شود، مگر اينکه از دهها سال قبل در مورد آن تصميم گرفته شده باشد.
کلمبيا
رئيس جمهور از قاچاقچيان مي خواهد کليد را پس بدهند، آنها هم از او مي خواهند قول بدهد ديگر درها را قفل نکنند.
واتيکان
پاپ از خداوند مي خواهد جاي کليد را نشان بدهد، بعد هم يک کليد ساز مي آورند و در را باز مي کنند.
ايتاليا
گم شدن در اين کشور طبيعي است، بنابراين در را مي شکنند و خسارت آنرا به برلوسکوني مي دهند.
افغانستان
با يک توپ 106 در را از جا مي کنند و در اين ماجرا تعدادي از نيروهاي آمريکايي و القاعده هم به قتل مي رسند.
عراق
چند ساعت منتظر مي مانند تا عمليات استشهادي انجام شود، در جران عمليات در هم باز مي شود و مي بينند صدام آنجا نيست.
سوئيس
براي انتخاب بين باز کردن در يا باز نکردن آن رفراندوم برگزار مي کنند.
روسيه
يکي از دزدهايي که وزير شده است، با يک سنجاق در را باز مي کند.
ايران
ابتدا تعدادي از عوامل نفوذي را که اتفاقا روزنامه نگار هستند دستگير مي کنند، بعد حزب الله از خواهران مي خواهد که مواظب حجابشان باشند، بعد چند روز روزنامه را تعطيل مي کنند، بعد کميسيون تحقيق تشکيل شده و براي يافتن کليد وزارت اطلاعات را در جريان قرار مي دهند، بعد معلوم مي شود که از هر کليدي چهار عدد يدکي در مجلس، رياست جمهوري، شواري نگهبان، ، قوه قضاييه وجود دارد، بعد کليدها را پس از استفسار از شواري نگهبان مي برند و مي بينند هيچکدامشان در را باز نمي کنند. بعد با لگد در را باز مي کنند و مي بينند رييس جمهور يک هفته در آنجا گير کرده بود و جيکش در نمي آمد.



در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .
ژنرال سرپرسی سایکس :
خوش زبانی او از پاسخی که در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشکار است. مطالب کتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند که کورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند







نمی خواهم بدانم کوزه گر
از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم
سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی
گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز پی در پی
دم گرم گلوی خویش را اندر
گلویم سخت بفشارد.
وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.
بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را .

1: ابتدا موسیقی:همونطور که قبلاً اشاره کردم موسیقی هایی که توسط ایموها گوش داده میشه حول و هوش Punk می چرخه اما اونقدر خشن نمیشه. آهنگ هایی که ایموها گوش میکنن همشون عاشقانه و بیشتر حزن انگیز داره. از باندهایی که موزیک مخصوص ایموها میزنن میشه به گروه هایی مثل Evanescence , Good Charlotte , Fall Out Boy , Tokio Hotel , Avril Lavigne , My Chemical Romance , Leathermouth, Two Tounges, Bayside, I Am Ghost اشاره کرد.
• موهای صورتی و سفید، آبی و سبز نئون برای دخترها داره مد میشه، قسمت بالای سر معمولاً کوتاه میشه و رو به بالا سیخ یا رو به جلو میشه، حتی میتونین تو این حالت موهاتون رو پوش بدین.
• به بیرون قضیه نگاه کنید. ایمو ریشه هایی توی پانک نشون دادن داره، و به مشکی محدود نمیشه؛ موهاتون میتونه قهوه ای تیره، مشکی، بلوند یا هر رنگ دیگه ای باشه، تا وقتی که اونقدر بلند باشه که به پانک راک بودن دلالت کنه و زبانه هایی از ایمو داشته باشه.
• با استفاده از وسائل هم میتونین یه مدل بوجود بیارین. تل های کوچیک الان خیلی محبوبیت پیدا کردن، در کنارشون میشه کلیپس های بزرگ یا حتی روبان هم مشاهده کرد. انقدر با موهاتون ور برید تا مدل مخصوص خودتون رو بسازین.
یادتون نره که قانون خاصی برای ایمو نشون دادن نیست. میتونین هرکاری که میخاین بکنین. (البته تا زمانی که مسائل بالا رو رعایت کرده باشین!)
3: تا جایی که میتونین آرایش خفن بکنین:
در ایموها یکی از استاندارد ها مقادیر زیاد خط چشم به حساب میاد. اما برای رفتن به سر کار یا مدرسه (اگر اجازه نمیدن) از این کارا نکنید وگرنه تو دردسر میفتین. اگه احتمال میدین لکه بیفته، بجای خط چشم مایع از قلم چشم استفاده کنید.
• ایمو بودن معمولاً شامل این میشه که تا جایی که پوستتون طبیعیتون اجازه میده کمرنگش کنید. اما از کرم ضد آفتاب هم استفاده کنید تا مطمئن بشید از این آفتاب سوخته ها نشید که زیر گرمای 360 درجه بنائی میکنن، که اصلاً شبیه ایمو نیست! در ضمن، هرچی پوستتون سفید تر و کمرنگ تر نشون بده آرایشتون بهتر به چشم میاد. البته این سفید کاری ها ضروری نیست پس خیلی به شدت جدی نگیرید و گرنه شبیه دلقک ها میشید.
• پیشنهاد میشه از لاک ناخن تیره استفاده کنید. معمولیش مشکیه اما میتونین از رنگهای ایمویی مثل سبز تیره و بنفش تیره یا حتی مشکی با راه راه های سفید بهره ببرید. این رو هم توجه کنید که لاکتون بی نظم نباشه و بیرون نزنه وگرنه بنظر ارزون قیمت میاد.
4: بهترین لباس رو انتخاب کنید:
لباس ها بسیار مهم اند، و بنیاد تیپ شما رو تشکیل میدن. مدل دلخواه خودتون رو تشکیل بدید و تیپتون رو تغییر بدید. با وجود اینکه هر کس سلیقه ی خودش رو داره اما یه سری مسائلی هست که باید رعایت بشه تا کمد لباس یک ایمو، به یک کمد لباس عالی ایمو تبدیل بشه. این دستورالعمل ها رو دنبال کنید:
• شلوار جین مشکی یا آبی نفتی تیره بپوشید، جین های تنگ و باریک واجب اند. این شلوارها وقتی پاره بشن و با یه کمربند نقطه دار (معمولا نقره ای یا مشکی) همراه بشن بی نظیر به نظر میرسن. در ضمن میتونین زنجیر، کیف یا وصله به کمربندتون آویزون کنید.
• سوئیشرت کلاه دار زیپی یکی از داشته های کلاسیک یه ایموست. رنگ مشکی یا بنفش تیره بیشتر انتخاب میشه. راه راه ها هم خیلی بدرد میخورن؛ مثل سیاه و قرمز، بنفش و قرمز و ... این سوئیشرت و شلوار جین تنگ دو تا از ملزومات کمد لباسهاتون هستند.
• تی شرت های عکس دار (معمولاً عکس موزیسین ها) رو برای لباس معمولیتون بپوشین.
• چندین تی شرت با رنگ روشن که نقاشی و شخصیت های کارتونی روشونه پیدا کنید، یا حتی اونایی که یه نوشته ی باحال روشون باشه، مسئله ی مهم اینه که بدتون نیاد توش دیده بشید.
• از کانسپت "پیراهن و کراوات" استفاده کنید. یه پیراهن سفید یقه دار با یه کراوات سیاه یا قرمز برای خودتون دست و پا کنید. البته پیراهن سیاه با کراوات قرمز هم خیلی بهم میان.
• کفش هاتون رو درست انتخاب کنید. محصولات Converse ، Van یا DC کفش های معمول هستند اما کفش های پاشنه بلند Pump و Doc Martin هم قابل قبولند. توی مارک های ارزون تر هم میشه به Zara و Allstar و Exit میشه اشاره کرد. تازه میتونید روی کفشهاتون نقاشی بکشید و چیز بنویسید تا یکم حستون رو نسبت به خودتون و خودشون! بیشتر نشون بدن.
چند نکته:
- تفاوت بین ایمو بودن و خودنمایی رو بدونید.
- بازوبند، شال گردن، مچ بند و پیرسینگ (Piercing) میتونن کمکتون کنن تیریپ کاملاً منحصر بفرد خودتون رو ایجاد کنید.
- بخاطر داشته باشید ایمو بودن بیشتر حول و هوش موسیقیه (راک) نه لباس.
- بعضی ها فکر میکنن ایمو ها باید لباس های تیره بپوشن. رنگ های دیگه ای هم واسه پوشیدن وجود دارن، رنگ های روشن، نئون، فسفری، مثل صورتی جیغ!، سبز روشن، و زرد روشن.
- بهتره در مورد فرهنگ ایمو کمی تحقیق کنید، قبل از اینکه بخواین شبیهشون بودن رو تقلید کنید. وگرنه همه ازتون متنفر میشن. پس بدون اینکه چیزی از ایمو بدونین خودتون رو ایمو نشون ندید، وگرنه همه میفهمن وانمود میکنید که میخاید ایمو باشید. و مردم کسایی که وانمود میکنن یه چیزی هستن، که نیستن رو احمق میشمرن.
- از شعارهای عمومی "من از زندگی متنفرم" ، "من خیلی افسرده ام" ، "رگ خودمو میزنم" یا "میخام بمیرم" استفاده نکنید. اگه همچین احساسی دارید به دکتر مراجعه کنید. ایمو بودن معنیش افسرده بودن نیست.
- اگر واستون مهمه مردم راجع به تیپتون چه قضاوتی می کنن، پس ایمو بودن واسه شما مناسب نیست. ایمو های واقعی اصلاً واسشون مهم نیست مردم راجع بهشون چی فکر میکنن.
- فرق پانک ها با ایموها: اگه یه ایمو از کسی ناراحت بشه ازش دور میشه و تو خودش میریزه و ناراحت میشه. اما اگه یه پانک از کسی ناراحت بشه کاری میکنه طرف خودشو بکشه. (پانک= آزادی خواه + آشوبگر / ایمو= آزادی خواه + گوشه
به گزارش سرویس زنان جهان؛ گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش اول زن را بازی می کند . او در این فیلم در نقش "سیبا" دختری کرد تبار بازی می کند که بعد از مرگ نامزدش در پاریس سرگردان می شود.
فیلم در حال نمایش دو فرهنگ افراد مهاجر کرد و فرانسویان است و به همین سبب گلشیفته فراهانی در این فیلم به دو زبان کردی و فرانسه حرف می زند .
این فیلم که به گفته کارگردان آن، قصد دارد معضل فرهنگ های بیگانه در کشور میزبان و مشخصا فرانسه را نشان دهد به سنت های پیچیده و متکلفانه جوامع سنتی پرداخته و کارگردان تلاش کرده است با تکیه بر استعاره های مختلف این سنت ها را از نظر خود به چالش بکشد.
اما نکته قابل تامل در این فیلم به گلشیفته فراهانی برمی گردد که زمانی به عنوان سوپر استار فیلم های ایران شناخته می شد وی در این فیلم شاید بازی خوبی داشته و سکانس های قابل قبولی را به نمایش گذاشته باشد


شعر هایی نو از زنده یاد حسین پناهی
وهم
چشمان من
سکوت
شناسنامه

تعدادى از متخصصان این پرسش را از گروهى از بچه هاى ٤ تا ٨ ساله پرسیدند که: «عشق یعنى چه؟»
پاسخ هایى که دریافت شد عمیق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اینجا بعضى از این پاسخ را براى شما می آوریم:
• هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. بنابراین، پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق.
(ربکا، ٨ ساله)
• وقتى یک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانید که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد.
(بیلى، ٤ ساله)
• عشق هنگامى است که یک دختر به صورتش عطر می زند و یک پسر به صورتش ادوکلن می زند و با هم بیرون می روند و همدیگر را بو می کنند.
(کارل، ٥ ساله)
• عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می روید و بیشتر سیب زمینى سرخ کرده هایتان را به یکنفر می دهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد.
(کریس، ٦ ساله)
• عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزه اش خوب است.
(دنى، ٧ ساله)
• عشق هنگامى است که دو نفر همیشه همدیگر را می بوسند و وقتى از بوسیدن خسته شدند هنوز می خواهند در کنار هم باشند و با هم بیشتر حرف بزنند. مامان و باباى من اینجورى هستند.
(امیلى، ٨ ساله)
• اگر می خواهید یاد بگیرید که چه جورى عشق بورزید باید از دوستى که ازش بدتان می آید شروع کنید.
(نیکا، ٦ ساله)
(ما به چند میلیون نیکاى دیگر در این سیاره نیاز داریم)
• عشق هنگامى است که به یکنفر بگوئید از پیراهنش خوشتان می آید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد.
(نوئل، ٧ ساله)
• عشق شبیه یک پیرزن کوچولو و یک پیرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همدیگر را دوست دارند.
(تامى، ٦ ساله)
• عشق هنگامى است که مامان بهترین تکه مرغ را به بابا میدهد.
(الین، ٥ ساله)
• هنگامى که شما عاشق یک نفر باشید، مژه هایتان بالا و پائین میرود و ستاره هاى کوچک از بین آنها خارج می شود.
(کارن، ٧ ساله)
• شما نباید به یکنفر بگوئید که عاشقش هستید مگر وقتى که واقعاً منظورتان همین باشد. اما اگر واقعاً منظورتان این است باید آن را زیاد بگوئید. مردم معمولاً فراموش میکنند.
(جسیکا، ٨ ساله)
و سرانجام ...
برنده ما یک پسر چهارساله بود که پیرمرد همسایه شان به تازگى همسرش را از دست داده بود. پسرک وقتى گریه کردن پیرمرد را دید، به حیاط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسید به مرد همسایه چه گفتی؟ پسرک گفت: "هیچى، فقط کمکش کردم که گریه کند

راستی چرانظرنمیدین

| [- Ɖɛƨιɢи -] |





















